كرد، و سعي كرد در آنها مستعمره ايجاد كند، ولي موفق نشد. سپس قريب پانزده سال بعد، اوگولينو و وادينو ويوالدو ــ اگر بتوان روايت هارا باور كرد ــ در دو كشتي از جنوا به راه افتادند تا راه دريايي افريقا به هند را كشف كنند. فرانسيسيان همراه آنان بودند، و بدين ترتيب دين و تجارت با هم تركيب شده بود. همهٴ آنان ناپديد شدند. اندكي بعد، يكي ديگر از اعضاي همان خانواده به نام سورلئونه ويوالدو سعي كرد آنان را پيدا كند، و در ضمن سفر به جايي رسيد كه اينك، آن را سومالي ايتاليا مينامند، يعني به سواحل شرقي افريقا. اين بدان معني است كه وي عقيده داشته همميهنانش دست كم به قسمتي از هدفشان نايل شدهاند.
بالاخره، داستان ديني رامون لول به نام بلانكورنا (1283)، حاوي قديميترين گزارش دربارهٴ سفر اروپاييان به سودان است.
ونيزيان و جنواييان تنها رقيبان عرصهٴ بازارهاي بينالمللي و استعماري نبودند. آنها تنها پيشاهنگان تجارت مديترانه به شمار ميرفتند. در اين اثنا، قدرت بازرگانان شمالي مدام رو به فزوني بود. شهرهاي تجاري سواحل بالتيك و درياي شمال لزوم همكاري را تحقق بخشيده، و بدين ترتيب اتحاديهٴ هانسايي را فراهم ساخته بود. تاريخ واقعي اين اتحاديه پيش از نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم، شروع نميشود؛ ولي منشأ آن را ميتوان در سدهٴ سيزدهم، جستجو كرد. اين موضوع بيشتر به تاريخ اقتصاد مربوط ميشود تا تاريخ جغرافيا، ولي اگر بخواهيم زمينهٴ بازرگاني و سياسي اكتشافات جغرافيايي را نشان دهيم، بايد آن را به حساب آوريم.
2. مسيحيان شرقي. كارهاي مسيحيان شرقي در مقايسه با كاميابيهاي بزرگ غربيان در خور چندان توجهي نيست. بهتر است به ترتيب به يونانيان، سريانيان و ارمنيان بپردازيم.
الف) يونانيان. نيكهفوروس بلمودس كتابي در كليات جغرافيا نوشت. اين كتاب بيشتر از منظومهاي اقتباس شده بود كه قريب دوازده سدهٴ پيش، ديونوسيوس راهنما تأليف كرده بود.
همچنين رسالهاي نوشت دربارهٴ شكل كروي زمين و مناطق آن. يكي از مجموعههاي تأليف ماكسيموس پلانودس از منتخبات آثار تاريخي و جغرافيايي تشكيل شده است.
ب) سريانيان. تاريخ سرياني ابوالفرج شامل نقشهاي است از اقاليم سبعه كه گفته شده است بهترين نمونهٴ نقشهنگاري سرياني است. ما قادر به ارزيابي آن نيستيم، چون گم شده است؛ ولي به احتمال كلي بازتابي بوده است از معلومات اسلامي، و ويژگيهاي آن بيشتر مرهون تأثير آثار عربي بوده تا سرياني خالص1. سند سرياني بسيار جالبتر ترجمهٴ روزنامهٴ سفر بارصوما از چين به غرب از فارسي به سرياني است. متن اصلي گم شده و ما اين داستان بسيار مهم را فقط از طريق ترجمهٴ سريانياش ميشناسيم. در قسمت مربوط به چين بار ديگر، بدان خواهم پرداخت.